X
تبلیغات
ُSallllllllllllllllllllllllllllllllam
ُSallllllllllllllllllllllllllllllllam
Welcome 2 my veb

                

                             

 

 

این عکس اصلی اسکناس:

اسکناس صددلاری

اینم تیلور جان:

تیلور در اسکناس صددلاری!:-)

خدایی اسکناس تیلوری ناز تره!!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[ جمعه ششم بهمن 1391 ] [ 1:34 ] [ Maryam lovely ] [ ]
سلام به همگی!

دوستان گلم این آدرس وب جدیدمه :

www.maryamkhordad2.blogfa.com

خوشحال میشم اگه برین ونظربدین!

[ پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1391 ] [ 16:42 ] [ Maryam lovely ] [ ]

 

نظرررررربدین!

 

 

[ سه شنبه شانزدهم آبان 1391 ] [ 14:43 ] [ Maryam lovely ] [ ]

ادل, دانلود آهنگ ادل, آهنگ ادل, بیوگرافی ادل

خلاصه ای از بیوگرافی ادل:

نام کامل: آدله لائوری بلو ادکینز (Adele Laurie Blue Adkins)

شهرت : ادل

تولد: ۵ می ۱۹۸۸ <مث خودم خردادیه!دلتون آب!>

ملیت : انگلیسی

سبک‌ موسیقی : سول، بلوز

محل زندگی : شمال لندن

فعالیت ها : وکال، گیتار

اوایل زندگی‌ ادل: او اهل تاتنهام در شمال لندن است و متولد ۱۹۸۸ است یعنی الان درست ۲۴ سال دارد او از یک مادر نوجوان متولد شد و حتی معلوم نیست که پدر وی بعد از تولد او کجا رفت. او میگوید که خوانندگی و خواندن را از سن چهار سالگی با صدای وسوسه انگیزش شروع کرده ! ادل به دختران ادویه اشاره میکند که انها یک تاثیر بزرگ در اشتقیاق وی برای علاقه به موزیک بودند ،او اعلام میکنم هر چی که الان هستم اونها منو به اینجا رسوندن !

سیمون کانکی نام مردی است که این روزها با او همه جا دیده میشود. گفته میشود آنها در بنیاد خیریه ای همدیگر را ملاقات کردند. این مرد مطلقه است و یک دختر ۵ ساله از ازدواج اولش دارد.

شهرت جهانی ادل بیشتر به دومین آلبوم استودیویی‌اش با نام «۲۱» که در ۲۱ ژانویه ۲۰۱۱ منتشر شد برمی‌گردد. این آلبوم رکورد طولانی‌ترین مدت صدرنشینی در جدول پرفروش‌ترین آلبوم‌های موسیقی در بریتانیا را در کتاب رکوردهای جهانی گینس ثبت کرد.

در سال ۲۰۰۸ آلبوم «۱۹» توسط ادل منتشر شد. نام این آلبوم از آن جایی که ادل آن را در سن ۱۹ سالگی‌اش ضبط کرد، ۱۹ نامیده شد. ۱۹ اولین آلبوم استودیویی ادل است. این آلبوم در سال ۲۰۱۱، با آن که هنوز ۳ سال از انتشار می‌گذشت، چهارمین آلبوم پرفروش سال ۲۰۱۱ در بریتانیا شد.

ادل در سن ۱۹ سالگی بر اثر بیماری خونریزی تارهای صوتی عمل‌های متعددی انجام داد که در نتیجه تعدادی از کنسرت‌های او نیز لغو گردید اما او از طرفداران خود عذرخواهی کرد و قول داد پس از بهبودی کامل دوباره کنسرت‌هایش را برگزار کند. همچنبن طرفداران ادل بی صبرانه منتظر به روی صحنه آمدن دوباره‌ی او هستند و اهداء جوایز گرمی می‌تواند بهترین شانس آن‌ها باشد.

ادل در ۲۴ ژانویه ۲۰۱۱ آلبوم «۲۱» را منتشر کرد، که برای ۱۸ هفته نخستین آلبوم پرفروش بریتانیا (هرگز زنی در تاریخ موسیقی بریتانیا به چنین رکوردی دست نیافته است) و ۱۳ هفته پرفروش‌ترین آلبوم ایالات متحده بود. آلبوم ۲۱ در ۲۴ کشور جهان در رتبهٔ نخست جدول آلبوم‌های پرفروش بوده و در مجموع ۱۳ میلیون نسخه از آن به فروش رفته است. این آلبوم با فروش ۳ میلیون و ۸۰۰ هزار نسخه، پرفروش‌ترین آلبوم سال ۲۰۱۱ در بریتانیا است.

ادل در ۵۴اُمین مراسم جایزه گرمی که در سال ۲۰۱۲ برگزار شد، برندهٔ ۶ جایزه شد که جایزه‌های «آلبوم سال»، «ضبط سال» و «ترانهٔ سال» از جمله آن بود. به این ترتیب، ادل دومین زن تاریخ است که توانسته در یک شب، تعداد ۶ جایزهٔ گرمی را برنده شود. همچنین او در سال ۲۰۰۹ برندهٔ جایزهٔ «بهترین هنرمند جدید» از همین مراسم شده بود. به همین دلیل او سومین هنرمندی است که موفق شده در طول دوران هنریش، ۴ جایزهٔ بزرگ مراسم گرمی را برنده شود.

ادل, دانلود آهنگ ادل, آهنگ ادل, بیوگرافی ادل

نیگاکن!بچه چقدرسنگین لباس میپوشه!

 

ادل, دانلود آهنگ ادل, آهنگ ادل, بیوگرافی ادل

ادل, دانلود آهنگ ادل, آهنگ ادل, بیوگرافی ادل

ادل, دانلود آهنگ ادل, آهنگ ادل, بیوگرافی ادل

 

[ سه شنبه شانزدهم آبان 1391 ] [ 14:15 ] [ Maryam lovely ] [ ]
این دلنوشته ی خودم روبه همه ی دوستان ایرانیم تقدیم میکنم:

سواربرتوسن خیال درمرغزارآرزومیتازم.میتازم بانیرویی زیاد.نیرویی که حداقل برای براوردن آرزوهایم کافی باشد.آرزوهایم مانندستارگان درون آسمانند.

ازدورکه بهشان نگاه کنی به اندازه ی چندنقطه اند.چندنقطه ی درخشان کوچک.چندنقطه ی درخشان که به من نگاه میکنندوچشمک میزنند!امانه اگرانصاف داشته باشی وازنمای نزدیکتری به آنهابنگری دیگراثری ازآن نقطه های کوچک نخواهی یافت وبه عبارتی چندشهربزرگ میبینی!

تجسم کن زمانیراکه ستارگانت درون دستانت قراردارند!آه چه حس خوبیست مگرنه؟!آنهادلت رابانورزیبایشان روشن میسازندوتو... تودیگردرعالم خودنیستی!غرق درنوروزیبایی شده ای!ومیتوان گفت توـ بدون ستارگانت ـ هیچی هیچ!

پس ای ماه!برای بدست آوردن ستارگانت بجنگ .اگرلازم شدققنوس شو وخودت رابرایشان به آتش بکش!

 

[ جمعه پنجم آبان 1391 ] [ 15:49 ] [ Maryam lovely ] [ ]

یزدان فتوحی متولد مرداد ماه 1355 و دارای لیسانس روانشناسی بالینی و فوق لیسانس

روانشناسی مشاوره می باشد . وی دوره ی کارگردانی را در انجمن سینماگران جوان در

سال 1375 گذرانده و بازیگری را نزد استاد سمندریان آموخته است . او تاکنون به عنوان

دستیار کارگردان نیز فعالیت داشته و چندین همکاری با " علیرضا داوودنژاد " نیز داشته

است . همچنین تجربه ی ساخت چندین فیلم کوتاه و یک فیلم نیمه بلند به نام " دختر

باران " را در کارنامه ی خود داشته است که این فیلم جزء برترین فیلم های خانه ی سینما

ی آن سال شد . وی همچنین سه تله فیلم به نام های : " هفت گذر " , " زمان فرا خواهد

رسید " و " غریبه ها " را ساخته است . او در دو تاتر هم بوده که در جشنواره پانتومیم شرکت

داشته که یکی از آنها به نام " قرن سوم " مقام سوم را کسب کرده است . اولین تجربه ی

تصویری او سریال " در پناه تو " بود که در نقش یکی از دانشجوها ظاهر شد . گفت و گوی

متفاوت ما با ایشان را در زیر می خوانید :

* آقای فتوحی , چه شد که شما به " خنده بازار " پیوستید ؟

- یادمه اسفند ماه سال 89 بود که به خاطر دوستی با " شهاب عباسی " برای احوال پرسی

از او و گروهش در لوکیشن این مجموعه حاضر شدم و همان جا " شهاب " پیشنهاد بازی در

این مجموعه را به من داد و به هر ترتیب در این گروه ماندگار شدم و از این بابت بسیار

خوشحالم .

* کدام آیتم ها در " خنده بازار " نوشته ی خود شما بوده است ؟

- من بیشتر آیتم ها رو نوشتم . اکثرا رو من نوشتم . یعنی تو همه ی آیتم ها نوشتم .

فقط فکر می کنم تنها چیزی که من ننوشتم " شب شعر " بوده است . یعنی توش هیچ یه

دونه هم ننوشتم " شب شعر " بوده است . ولی باقی آیتم ها , یه سری از آیتم ها هم که

اصلا مخصوص خود من بود . مثل سری اول " یک کلاغ , چهل کلاغ " , " نقد فیلم ها " , در

سری های گذشته " هشت " , تو این سری آخر هم " پارک علت " و ... ولی چیزی که فقط

مال خود من باشه , نقد فیلم ها کاملا مال خود من بوده .

* یعنی سوژه و در کل نوشته هاش متعلق به شما بوده است ؟

- آره . نوشتنش و این ها هم مال من بوده . بعد پیشنهادش رو نشستیم با " شهاب عباسی "

صحبت کردیم و رسیدیم به این جا که یه نقد فیلم این جوری داشته باشیم که فیلم های

قدیمی را بازسازی کنیم . بعد دیگه کل آیتم هایی که من نوشتم به این شکل ایجاد شد .

* شما چه فاکتورهایی را در نظر می گیرید که با توجه به استقبالی که تا به حال از این

مجموعه شاهد بودیم , دچار شکست یا افت نشوید ؟

- مهمترین چیزی که ما دنبالشیم و این باعث شده که کارمون تا به حال درست جلو بره این

بوده که خودمون رو تکرار نکنیم . آیتم هایی رو که در سال های قبل ساخته شده , ما کاری

به اونا نداریم . تو هر سری انتظارمون از خودمون رفته بالا . یعنی یه موقع هایی است که یه

سری سوژه به ذهنمون می رسه , ولی در نهایتش چیز جدیدی نیست و اون رو کنار می

گداریم . ولی کلیت ماجراش , تکرار نکردن خود اون سری آیتم است .

* هنگامی که آیتم ها را می نویسید , شباهت بازیگران به نقش ها چقدر برایتان حائز اهمیت

است ؟

- بله . کاملا . معمولا ما از خیلی از آیتم هایی که تو ذهنمون میاد , با " شهاب عباسی "

درباره اش صحبت می کنیم , بازیگرش رو پیدا نکنیم نمی نویسیمش . چون در اصل یکی از

خوبی های برنامه مون , مخصوصا اونایی که ما به ازا داره اینه که بازیگری که داره اون نقش

رو بازی می کنه , کاملا شبیهش در بیاد . به طوری که مردم با دیدنش کاملا متوجه بشن که

ما داریم راجع به چه آدمی صحبت می کنیم . به خاطر همین ما قبلش حتما به این نتیجه

می رسیم که کی بازی بکنه , بعد نوشته می شه .

* فاکتور صدا رو هم در نظر می گیرین ؟

- قطعا . بله . بله . حتی اگه نتونه بخونه , یه ترفندی رو به کار می بریم مثل همین آیتمی که

" پارک علت " بود گرفتیم , " هیچکس " و " فرزاد فرزین " . خود " شهاب عباسی " جای

" فرزاد فرزین " خواند . یا مثلا جای دیگری " ترکی " خواند . این ترفند هایی است که به کار

می بریم .

* شما فکر می کنید چه ویژگی هایی در " خنده بازار " است که مخاطبان زیادی را جذب

کرده است ؟

- حرف دل مردم بیشتر بوده دیگه . در این وانفسایی هم که کلا برنامه های طنزمون همش

تکراره صد سال پیشمونه و دیگه دیالوگ ها و شوخی ها و موضوعات همه تکراریه , " خنده

بازار " اومده یه کار نویی کرده , به نظر من , و یه چیزایی گفت که خیلی وقته مردم اصلا

نشنیده بودن , نگفته بودن که این باعث قرار گرفتن ما تو دل مردم شده .

* شما خودتون کدام آیتم ها را دوست دارید ؟

- کلا یا از آیتم هایی که بازی کردم؟

* آیتم هایی که بازی کردین .....

- " پارک علت " رو که خیلی خودم دوست دارم . چون اولش خیلی نگران بودم که جواب

نگیره , ولی وقتی دیدم نه مردم انقدر استقبال کردن که با اینکه سه , چهار روز از پخش آن

گذشته بود , تکیه کلام مردم شده بود و الانم جالبیش اینه که با اینکه رو من گریم خیلی

زیادی بود و موی بلندی برا من گذاشته بودن , ولی من رو خوب می شناسن . تو آیتم های

دیگه هم چیزایی که من خودم خیلی علاقه مند بهش بودم , " صف " مونه که اونم جزء

چیزایی است که خودم زیاد نوشتم و " یک کلاغ , چهل کلاغ " . چون یه خرده نقد اجتماعیه .

" نقد فیلم ها " هم که دیگه اصلا بحثش جداست دیگه . اول همه " نقد فیلم ها " رو بسیار

دوست دارم .

* شما خود آقای " شهیدی فر " را دیده اید که از نظرشون مطلع شوید ؟

- من خودش رو ندیدم , ولی صحبت کردن دوستان مطبوعاتی باهاشون , خودشون که راضی

بودن و به یکی از دوستان من هم سلام رسونده بودن و خسته نباشید بهم گفته بودن .

* آیتمی بوده که مردم دوست داشته باشند و اما خود شما آن را دوست نداشته باشید ؟

- آیتم " ظریف " . آیتم " ظریف " رو مردم خیلی دوست دارن . ولی ما خودمون احساس می

کردیم که خیلی چیز جذابی نیست . ولی خوب جذابیتش بیشتر روی حرکات آقای " عظیمی

" بود . من خودم " ظریف " رو نوشتم از اولش . من خودم سرخش کردم . ولی در نهایتش

من احساس می کردم که داره تکراری می شه . " شهاب عباسی " هم همین نظر رو

داشت . ولی بازم این سری که به ما گفتند ظریف رو باید بریم , خودمون گفتیم نه , جواب

نمی ده . ولی چون مردم دوست داشتن , مجبور شدیم یه بار دیگه بریم . ولی یکی , دو

قسمت اولش رو من خودم دوست داشتم . ولی در نهایتش وقتی احساس کردم که داریم

تکرار می کنیم , شاید مردم دوست نداشته باشن . ولی دیدم نه , برعکس همه خوششون

اومد .

* شده تا به حال در خیابون مردم به شما سوژه ای بدن و از آن ها استفاده کنید ؟

- نه . موقع تولید کار که ما عین " اصحاب کهف " تو یه غاریم دیگه . رسما از صبح می ریم

تا شب اونجا و اصلا با مردم در ارتباط نیستیم . بیشتر از " روزنامه ها " و " سایت ها " و .....

متوجه می شیم که نظرات چه جوریه و بازخورد ها چه جوریه . ولی وقتی برنامه تموم می

شه هم تو خیابون بیشتر لطف می کنن تا بیان نظر بدن . یه موقع هایی هم نظرایی می دن

که می مونه گوشه ی ذهنمون برای برنامه های بعدی . یه موقعی شده که مثلا تو خیابون

یه جایی " دابلون " یه اتفاقی رو دیده باشه و اون رو بیارن تو متن . ولی مستقیما کسی

پیشنهاد نداده .

* نقشی بوده که دوست داشته باشین شما بازی کنین , اما دوستان دیگه بازی کردن ؟

- نه . من یه چیزی از این کار رو خیلی دوست دارم خود " شهاب عباسی " است که اینو به

خودشم بارها گفتم .خیلی خوب نقش ها رو انتخاب می کنه , ولی از ده تا انتخابش , شاید 9

تاش خوب باشه , یکیش اشتباه باشه که اون یه اشتباه هم ناگزیر بودیم . چون ما خیلی موقع

ها با هم مشورت می کنیم . مثلا تو انتخاب بچه ها , یا تیپ هایی که می گه بازی کنن یا

چیزایی که خود من می نویسم . ولی اصولا انقدر درست و براساس توانایی بچه ها انتخاب

کرده , حتی یکبار " شهاب " یه نقشی رو به من داد .... من احساس کردم که اگه این نقش

رو " سیاوش مفیدی " بازی کنه , خیلی بهتر از من می شه . به خاطر همین گفتم : " اینو

بدین سیاوش بازی کنه . " از این اتفاق ها زیاد افتاده . من به انتخاب های " شهاب " خیلی

ایمان دارم . خیلی خوب انتخاب می کنه . به خاطر همین وقتی یه نقشی رو به من می ده

مطمئنم که تو من یه چیزی دیده و به خاطر همین خیلی تلاشم رو بیشتر می کنم که به اون

اعتمادش جواب مثبت بدم .

* سری جدید " خنده بازار " را هم درصدد هستین که تولید کنین؟

- بله . به احتمال قوی برای ماه رمضون کار بکنیم . یعنی صحبتش شده . ولی تولیدش فکر

می کنم بیفته برای اردیبهشت .

* خیلی ممنونیم از شما . در پایان لطف کنین یک جمله به خوانندگان این مصاحبه و دوست

داران شما و " خنده بازار " تقدیم کنین .....

- خواهش می کنم . من فقط از این همه لطفی که به ما دارن خیلی ممنونم و امیدوارم

بتونم با کاری که دارم انجام می دم , جواب این همه محبت دوستانی که واقعا دارن بهم

لطف می کنن بدم و انرژی مثبت اینهاست که من همین جوری بیشتر به " خنده بازار "

علاقه مند می شم و تشکر می کنم از همه شون .

*** با تشکر فراوان از آقای فتوحی عزیز که ما را در انجام این مصاحبه همراهی نمودند و

در جهت گفت و گو با بقیه بروبچه های " خنده بازار " هم به ما کمک کردند .

[ پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1391 ] [ 21:38 ] [ Maryam lovely ] [ ]
سلام دوستان گلم!آقاجون ماطرفدار پروپاقرص که نه طرفدارپروپاکپسول خنده بازاروبازیگراشیم!به خصوص آقای یزدان فتوحی!

میدونین چرا؟چون دارن حرف دل ماجوووونارومیزنن:مردم دنیادوروزه!حوصلتون روسرنبرم!ایناسری جدیدعکسای آقای یزدان فتوحی عزیزه!

مردم دارییییم؟واقعاداریم؟!!!

...!!!!!!

اینم یکی دیگه... دوستان عزیزنظربدین زززززحححمت کشیدم حسابی!

نه دروغ نگم بیشترعکساش روگوگل نمی آورد.به هرامیدوارم طرفدارای دیگش خوشحال بشن.ضمنادوستان اگرکسی آدرس وبلاگ یزدان فتوحی روداره بده!ممنون.

[ چهارشنبه نوزدهم مهر 1391 ] [ 19:9 ] [ Maryam lovely ] [ ]

سال ۳۶۵روزاست درحالیکه:

۱- در سال ۵۲ جمعه داریم و میدانید که جمعه ها فقط برای استراحت است به این ترتیب ۳۱۳ روز باقی میماند.

۲- حداقل ۵۰ روز مربوط به تعطیلات تابستانی است که به دلیل گرمای هوامطالعه ی دقیق برای یک فرد نرمال مشکل است. بنابراین۲۶۳ روز دیگرباقیمیماند.

۳- در هر روز ۸ ساعت خواب برای بدن لازم است که جمعا”۱۲۲ روز میشود. بنابراین ۱۴۱ روز باقی میماند.

۴- اما سلامتی جسم و روح روزانه ۱ ساعت تفریح را میطلبد که جمعا”۱۵ روز میشوپس ۱۲۶ در روز باقی میماند.

۵- طبیعتا ”۲ ساعت در روز برای خوردن غذا لازم است که در کل ۳۰ روز میشود. پس ۹۶ روز باقی میماند.

۶- ۱ ساعت در روز برای گفتگو و تبادل افکار به صورت تلفنی لازم است. چراکه انسان موجودی اجتماعی است. این خود ۱۵ روز است. پس ۸۱ روز باقی میماند.

۷- روزهای امتحان ۳۵ روز از سال را به خود اختصاص میدهند. پس ۴۶ روز باقی میماند.

۸- تعطیلات نوروز و اعیاد مختلف دست کم ۳۰ روز در سال هستند. پس ۱۶ روز باقی میماند.

۹- در سال شما ۱۰ روز را به بازی میگذرانید. پس ۶ روز باقی میماند.

۱۰- در سال حداقل ۳ روز به بیماری طی میشود و ۳ روز دیگر باقی است .

۱۱- سینما رفتن و سایر امور شخصی هم ۲ روز را در بر میگیرند. پس ۱ روز باقی می ماند.

۱۲- یک روز باقی مانده همان روز تولد شماست. چگونه می توان در آن روز درس خواند؟

[ چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1391 ] [ 9:14 ] [ Maryam lovely ] [ ]

...!

سلنادرلندن

هه!

[ جمعه بیست و چهارم شهریور 1391 ] [ 16:55 ] [ Maryam lovely ] [ ]

قلعه حیوانات

در کوچه، گوسفندم
در مدرسه، طوطی
در اداره، گاو
به خانه که می رسم سگ می شوم
چوپانی از برنامه کودک داد می زند:
گرگ آمد! گرگ آمد!
و من کنار بخاری
شعر تازه ام را پارس می کنم!

خواهش

شير مادر، بوي ادكلن مي‌داد
دست پدر، بوي عرق
(گفتم بچه‌ام نمي‌فهمم)
نان، بوي نفت مي‌داد
زندگي، بوي گند
(گفتم جوانم نمي‌فهمم)
حالا كه بازنشسته‌ شده‌ام
هر چيز، بوي هر چيز مي‌دهد، بدهد
فقط پارك، بوي گورستان
و شانه تخم مرغ، بوي كتاب ندهد!

 

حقیقت من

بهزیستی نوشته بود:
شیر مادر ، مهر مادر ، جانشین ندارد.
شیر مادر نخورده ، مهر مادر پرداخت شد
پدر یک گاو خرید
 و من بزرگ شدم.
اما ، هیچ کس حقیقت مرا نشناخت
جز معلم عزیز ریاضی ام
که همیشه می گفت:
گوساله ، بتمرگ!!

اکبر اکسیر 

در چهارم اسفند1332در محله آبروان شهرستان مرزی آستارا متولدشد.دوران دبستان و دبیرستان را در آستارا و دوره کاردانی و کارشناسی ادبیات را در رشت به پایان رساند.دبیر ادبیات دبیرستانهای آستارا شد.در سال 1357 با ملیحه نظمی ازدواج نمود که حاصل آن دو پسر به نام های عرفان و ایثار می باشد . بازنشسته آموزش وپرورش آستارا و در حال حاضر همراه با طراحی آرم وگ رافیک به شعر ون قد شعر مشغول است.


شعر را از سال 1347 شروع نمود و  انواع قالب ها شعر را ادامه داده است .در سال 1361 اولین مجموعه شعرش به نام "درسوگ سپیداران" توسط انتشارات امیرکبیر (11هزارنسخه) چاپ و منتشر نمود که شامل شعرهای قبل و بعد از انقلاب می باشد.در طول مدت شعر و شاعری نقد شعر را با فعالیت های هنری در زمینه گرافیک ادامه داد.
 

در سال 1372تاسال 1381 از شعر کناره گرفته و بعد از ده سال با پیشنهاد شعر فرانو به جامعه ادبی دوره جدید شعری خود را آغاز نموده است و طنز به مفهوم مطلق را با شعرهای جدیدش عرضه نموده .

اولین آلبوم این نوع شعر به نام "بفرمائید بنشینید صندلی عزیز!"سال 1382 ازسوی انتشارات نیم نگاه تهران در سه هزار نسخه چاپ و منتشر شد که بلافاصله نایاب شد.

در سال 1385 دومین آلبوم شعر فرانو با نام "زنبورهای عسل دیابت گرفته اند" از سوی انتشارات ابتکار نوچاپ و منتشر شد که برگزیده حوزه هنری به عنوان کتاب سال طنز و منتخب کتاب سال جمهوری اسلامی گردید و بلافاصله به چاپ دوم رسید (1386) و چاپ سوم آن (1387) به بازار عرضه شد.


[ پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1391 ] [ 20:44 ] [ Maryam lovely ] [ ]
درباره وبلاگ

زمستان زیبامیرودوچه بیرحمانه کمی آن طرفترهمه چیزبه اسم بهار تمام میشود!
mouse code|mouse code

كد ماوس



سخیف